الشيخ محمد الصادقي الطهراني

8

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

است مگر حُكم خدا كه « أفَحُكْمِ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُوَنَ وَ مَنْ أحْسَنْ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » ( 5 : 50 ) آيا پس حكم جاهليت را مىجويند ( و راه جهالت را مىپويند ) و كيست بهتر از خدا در حاكميت براى گروهى كه يقين مىآورند ( و باور مىدارند ) ؟ « إنِ الْحُكْمْ إلَّا للَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُالْفاصِلينَ » ( 6 : 57 ) حاكميت و حَكَمِيت نيست ، مگر براى خدا ، حق را ( از باطل ) مىبُرد ( و تنها حق را به‌ميان مىآورد ) و او بهترين جداكنندگان ( در ميان مردمان ) است . فرستاده‌ى خدا هم كه حاكم است تنها بر مبناى حكم خدا حكومت و حَكَميّت دارد كه « وَ أنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أهْوائَهُمْ » و اين‌كه ميانشان به آن چه خدا فرستاده حكم كن و از خواسته‌هايشان پيروى مكن ، و تنها حاكميتِ رسول بر مبناى وحى قران يا سُنّت است و ديگر هيچ : « إنَّا أنْزَلْنا إلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ بِما أراكَ اللَّهُ وَلا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً واسْتَغْفِرِ اللَّهِ إنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً » ( 4 : 106 ) ما محققاً به‌سوى تو كتاب را به‌حق فرستاديم تا حكم كنى ميان مردمان به‌آن‌چه خدايت ارائه و نشان داده و براى خيانت‌گران هم‌سخنى مباش : ( آنان‌كه در برابر حكم الهى خاضع نيستند و همى خواهند ترا نيز به‌خواسته‌هاى خود كشانند ، هرگز با آنان روبه‌رو مشو ) و از خداى پوشش بخواهد كه او پوشنده‌ى مهربان است « كه مقام حاكميت ، پرتگاه لغزش‌ها است و كوچك‌ترين انحراف از حكم خدا گناه است » پيغمبر هرگز دچار گناه در حاكميت و غير آن نيست ، و درخواستِ پوشش ، تنها بدين معنى است كه